خرید بک لینک
برخی از دغدغه های من"روزهاي خوب زندگي ما " منوی اصلي صفحه نخست پست الکترونیک آرشيو مطالب سایت سیستم گلستان سریع دانلود نمونه سوال پیام نور دیکشنری آنلاین پیام نور دلداری خبرگزاری قرآنی ایران حاج جواد فروغی رجـــا نيوز جهـــان نيوز اصــــلاحات قــــــلم نيوز نــــو انديش خبري تحليلي الفــــــ حزب ايران سرافراز تحليلي البــــرز کلمه(میرحسین موسوی) بازتاب آنلاین خبری تحلیلی بولتـــن سایت فارسی سامی یوسف گنجور - آثار سخنسرایان پارسی‌گو وبلاگ خانم دكتر مير سيديحاجادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 28 آذر 1404 ساعت: 8:41

نمیدونم به حالتی که از خداخیلی امیدوار میشی و از خودت خیلی ناامید چی گفته میشه !

مگه میشه بین خدا و ابلیس بود ؟!

منظور مولانا همین بود ؟!

.. چه کسم من چه کسم من

گه از این سوی کشندم گه از آن سوی کشندم.... ؟!

+ نوشته محمّد علي شفيعي در یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 8:7 |

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:08

خداوند به عنوان خالق و مالک هستی ، صدو بیست و چهار هزار پیامبر فرستاده که بگوید :

ای انسان ! تو آزاد نیستی ...

+ نوشته محمّد علي شفيعي در دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 9:32 |

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:08

آه از عشق و غم زیبایش؛ آتش آتش همه دریایش عاشق ماند و دل تنهایش…

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 اسفند 1401 ساعت: 18:05

هنوز احساس نوجوانی ...

هنوز هم شور و حال کودکی ؛
هنوز هم درس و کلاس و مدرسه و ...

من و چهل سالگی ...... ؟!!!

مرا بیدارم نکنید .................... !

+ نوشته محمّد علي شفيعي در دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۹ و ساعت 14:51 |

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 12:03

مدتی است به لطف شبهای طولانی پائیز با خانواده کنار هم کارتون خاطره انگیز پرین (باخانمان) را نگاه می کنیم ...امشب قسمتی بود که مادر پرین بشدت مریض شده و دکتر بعد از معاینه، او را جواب میکند و پرین سخت نگران سلامتی مادر، خود را به هر دری میزند که مانع مرگ مادرش شود .... مادر پرین بدون اینکه دکتر حرفی زده باشد میداند که دیگر فرصتی ندارد ... و این موضوع را با پرین درمیان میگذارد و به او روحیه میدهد که بعد از من در برابر مشکلات قوی باشد و ...با دیدن این صحنه های دردناک بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر شد و  تحت تاثیر این لحظه ها سیر اشک ریختم !برای خودم عجیب بود ... من که در کودکی این کارتون رو دیده بودم اینگونه احساساتی نشده بودم .... حالا در چهل سالگی !!!!نمیدونم چرا اینروزها اینقدر حساس شده ام و عاطفی !! + نوشته محمّد علي شفيعي در جمعه چهاردهم آذر ۱۳۹۹ و ساعت 20:34 | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 12:03

رهبر حڪومت ... از یڪ سو در اوج رحمانیت تمام درآمد و دارایی خود را در راه فقرا و مستضعفین انفاق می ڪند ... و با دست خود غذا به خانه یتیمان شهر می برد و در قبال ڪشیدن خلخال از پای زن یهودی پریشان میشودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 6:29

آتش یعنی تکبر

آتش یعنی حسادت

آتش یعنی ریا

آتش یعنی غفلت ............................ الغوث خلصنا من النار یارب ....

+ نوشته محمّد علي شفيعي در پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۹ و ساعت 22:52 |

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 25 آبان 1399 ساعت: 10:56

رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا ۚ

رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ

+ نوشته محمّد علي شفيعي در شنبه سوم خرداد ۱۳۹۹ و ساعت 0:31 |

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 25 آبان 1399 ساعت: 10:56

سلام

به نظر من با حیاترین و نجیب ترین جای فضای مجازی همین وبلاگ است ...

اینجا .. یه آرامشی هست که در تلگرام و واتسپ و اینستا و ... نیست ...

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:08

❌ هر لحظه از دنیا ... عبرت و تلنگر ! ◾️چند سال پیش با ویزا و پاسپورت برای زیارت اربعین راه افتادیم به سمت مرز عراق .. تو راه خبر رسید مرز آزاد شده و همه می تونند بدون ویزا و حتی پاسپورت عبور کنند ..ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:08

◾️قدیم وقتی در خانواده پدر تندی میکرد و حرفی میزد ... سرمون رو پایین مینداختیم و پی به اشتباهمون میبردیم و دست آخر معذرت خواهی میکردیم ... حتی اگر گاهی هم حرف پدر بی منطق بود .. ولی چون رابطه پدر و فرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:08

بابایی............ خوش اومدی تو از سفر باباتو رو خدا منو ببر باباکجا یهو تو بی خبر باباگذاشتی رفتی ................. دیگه تمومه گریه و زاریتمومه این شبای بیداریآخه نگفتی دختری داری ؟گذاشتی رفتی ............... باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 20:34

قدیما هر کی تو کار خودش بود ....... کاسب یا رزاق می گفت و کرکره مغازه شو بالا می کشید و دلش آروم بود که امروز هم مثل روزهای قبل روزیش میرسه و شکرخدا می کنه ........ نانوا ...خیاط .. رنگرز .. پنبه زن ...آهنگر .. بنا ... و خیلی کارهای دیگه ..... همشون در کمال آرامش ذهنی و روحی مشغول کار خودشون بودند ... وقت اضافی که گادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 23 آبان 1397 ساعت: 21:22

ترم آخر دانشگاهمه ..... باید یک سال پیش تموم میکردم ولی یک ترم و غایب بودم و یک ترم هم مرخصی گرفتم ..... اوایل علاقه ای به دانشگاه نداشتم و خیلی سختم می اومد حتی برای امتحان دادن برم دانشگاه ..... تا اینجا هم که پیش اومدم فقط به خاطر تشویقها و پیگیریها و کمکهای بی دریغ خانومم بود .... که واقعا اگه ایشون نبود شاید الادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 23 آبان 1397 ساعت: 21:22

صفحه بندی